شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
تو مرا به یاد هیچ می اندازی. (تیتراژ پایانی فیلم سوپراستار) من نه ماه نه رود را نمی شکافم ، یک شبه راه صد روزه را به آسمان نمی پیمایم. من مرده را زنده نمی کنم .از گور خود بر نمی خیزم. من پیام اور فوق العاده ای نیستم در آب اگر بیافتم غرق می شوم . من شنا هم بلد نیستم . من از انسان های معمولی کمتر هستم.
نه این من نيست ، منی که رو به روتم
بذار همه ببینن آسمونم بی فروغه
بذار مردم بدونن که ستارشون دروغه
یه کاری کن ، یه کاری کن ، نگو سهم من این بوده
نذار از هم بپاشم من ، از این تکرار بیهوده
یه کاری کن ، یه کاری کن که می ترسم از این آوار
یه کاری کن اگه دستات هنوزم ناجیه ، ای یار
این منم پر شکسته ، خسته ی خسته
از خودم بیزار و پر و بال شکسته
ببین اسیر بن بست جنونم
نمی تونم ، نمی تونم که من این جا بمونم
من انسان هم نیستم
| Designed By : b4sunset |


