شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
ایمان دارم که خواهی آمد شوق دیدار تو از سر دیوار مرا رها نمی کرد اما هر بار تو چاق تر می شدی و عینکی تر که این بار وسوسه ی دیدن تو دیگر با من نبود این عشق را با هر کاری که باید اما عشق من با چه کاری ؟ وقتی حتی من هم نمی دانستم چگونه می شود یک عشق را ثابت کرد عاشقی یعنی از او هیچ نخواستن و بپرسد که خوبی،پاسخش آری که خوبم زندگی را سخت کردن به غم و درد وقت دادن در پی وصل دویدن و خلاصه عاشقی یعنی که توی شب نگاهت، این همه ستاره مرده ... با چه پر خواهی کرد این همه فاصله را؟ خواسته هایی ست که نیاز به
بودن شان حس می شود، اما گفته نمی شوند و من نمی توانم آنها را
بخواهم و اگر بعد از آن که من
بگویم انجامشان دهی که فایده ای ندارد خواسته هایی که نبود شان
دل را می آزارد و اما خود را نشان نمی دهند و همیشه من خسته می مانم
میان به تو گفتن یا نگفتن نمی توانم به تو بگویم که دیگرگونه دوستم داشته باش نمی توانم به تو بگویم در
عشق متعصب باش و مرا ناگهان با هدیه ای
غافلگیر کن نمی توانم بگویمت : دنیارا
پیش چشم من شیرین کن تا من تغییر کنم مهم هم نیست که نزدیک
باشی خودت باید بدانی آنگونه که
من زندگی مان را می خواهم گاه به نظر می رسد که من ساکت و آرام و شاد شده
ام و به این عادت کرده ام ولی این بدان معنا نیست که
تو فکر کنی من تسلیم شده ام گاه حس می کنی که حوصله ی
من سر رفته اما من تنها خود را از خستگی
پنهان کرده ام آه عشق من نگذار به جایی برسم که بگویم کاش به او چیزی گفته بودم
http://www.youtube.com/watch?v=jnOfkb4YIPI&feature=player_embedded
سینه
ی ابرها را خواهی شکافت
آسمان در سورنای خود خواهد دمید
اطلس از سایه ی پرواز تو آبی خواهد شد
آذرخش بر دلم می زند و
چشم من روشن می شود
به امیدی که باز تو را خواهد دید
آیا توانسته بودم گامی برای آسان کردن رسیدنت بردارم؟
او برای غنودن،
قرعه بر نام همه ،جز تو زند
و تو هیچ نگویی
عاشقی یعنی همین هیچ نگفتن
لیک با حال خرابی ، سر به دیوار بکوبی
عاشقی یعنی همین سر به دیوار کوفتن
گریه کردن، توبه کردن
محال را بخت دادن
و بدون هیچ علت
تا خود صبح قیامت
نرسیدن،
جز از او هیچ ندیدن
و نصیحت نشنفتن
همین دیوانه بودن!
عاشقی یعنی که بردن، عین باختن
با همه بی مهری جانان ساختن
که می گفت بی احساس : ((فهمیده ام دردش را,,,گاهگاهی باید جوابی بدهم، پیغامش، را,,,, اول
او بود، دلم را زده ...اینک... اما))
نمی توانم بگویم که می خواهم زندگی مان چگونه باشد
| Designed By : b4sunset |

