شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
من دیگر آفتابی را نخواهم دید که اتاق مرا روشن می کرد، اتاق من همیشه تاریک می شود
رفتن چنان سخت می نماید،که زمانی برای گریستن نمی ماند، پنهان زار کشیدن هایم کوتاه اند
در نمی زنند تا مرا بیدار کنند، من همیشه در آن اتاق خواب می بینم که برگشته ام نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت
16:25 توسط Ramtin| |
| Designed By : b4sunset |

