شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
و آنگونه که اشعار کهن می گویند : پرنده ها بخوانند و زمستانی ها بروند و گل ها برویند و تو دوباره عاشق شوی! پ. ن : مرده دیگه در من ...خورشید شهر نگاهت
باورت می شد؟ بعد از آنکه من و تو به یکدیگر هیچ احساسی نداشته باشیم...زندگی مثل فیلم های قدیمی سیاه و سفید نشود؟
باور می کردی! بدون عشق ما، چیزی به هم نخورد؟ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت
21:1 توسط Ramtin| |
| Designed By : b4sunset |
