هر چه پای بکوبد بهار ، دست بیافشاند به بار ... هر چه روید نسترن ....هر چه گل گوید به من
هر چه دارم توان ، هر چه بیزارم از بهار ...پیش هم می گذارم...
و قصد دارم راه را ببندم بر روزگار
| عید آمد و آنماه دلافروز نیامد | دل خون شد و آن یار جگر سوز نیامد | |
| نوروز من ار عید برون آمدی از شهر | چونست که عید آمد و نوروز نیامد |

