تبليغاتX
شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند - 133


شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند

گفتی کجا نوشته اند که نباید با طناب اسیر را بست؟ و بعد دستگیر تو شدم ، زمانی رسید که بندها را باز کردی و گفتی برو! من پیش از تو رفته ام!  از حافظه ی گس ناکامی ها...
هنوز جای زخم هایت مانده است من دیگر هرگز نخواهم توانست درست راه بروم ،

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 23:44 توسط Ramtin| |


Designed By : b4sunset