شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
گفتی کجا نوشته اند که نباید با طناب اسیر را بست؟ و بعد دستگیر تو شدم ، زمانی رسید که بندها را باز کردی و گفتی برو! من پیش از تو رفته ام! از حافظه ی گس ناکامی ها...
هنوز جای زخم هایت مانده است من دیگر هرگز نخواهم توانست درست راه بروم ، نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت
23:44 توسط Ramtin| |
| Designed By : b4sunset |

