شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
بلور دلکشت را در چشمه ها دیدم و ندانستم تویی تو من را نشناختی و هر دو راه خود را گرفتیم کاش من نوامبر تو بودم
تو بر پشت شبدیز جاه طلبی خود و من از مدائن دلسردی هایم فرار می کردم نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت
9:7 توسط Ramtin| |
| Designed By : b4sunset |

