شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
طرف ما شب نیست شب از ستاره ها تنها تر است خشم کوچه در مشت توست من تو را دوست می دارم

صدا با سکوت آشتی نمی کند
کلمات انتظار می کشند
من با تو تنها نیستم
هیچکس با هیچکس تنها نیست
طرف ما شب نیست
چخماقها کنار فتیله بی طاقتند
بر لبان تو شعر روشن صیقل می خورد
و شب از ظلمت خود وحشت می کند نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت
7:17 توسط Ramtin| |
| Designed By : b4sunset |

