تبليغاتX
شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
جمعه دوم مرداد 1388
از من نخواه با پای برهنه روی زغال گداخته راه بروم

من نه  ماه  نه رود را نمی شکافم ، یک شبه راه صد روزه را به آسمان نمی پیمایم. من مرده را زنده نمی کنم .از گور خود بر نمی خیزم. من پیام اور فوق العاده ای نیستم

در آب اگر بیافتم غرق می شوم . من شنا هم بلد نیستم . من از انسان های معمولی کمتر هستم.

خیلی وقت است که عاشق نشده ام، به کسی نپرداخته ام. در جا زده ام. در مهمانی مثل کودن ها تنها می نشینم
من انسان هم نیستم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:22  توسط Ramtin  | 

All rights reserved© 2007-10