شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
من از رویای تو را خواستن دست بر نداشته ام ، نه من از سودای تصاحب کردن تو کوتاه نیامده ام آرام ننشسته ام که شعر بنویسم ، اینها تهدید من است تا آرامش تو را هم برهم بزنم نمی دانم نه هنوز نمی دانم که کجا و چگونه و کی ولی تو نمی توانی از من بخواهی که بس کنم، نمی توانی از من بگیری دروغ های شاخدارم را
نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت
6:9 توسط Ramtin| |
| Designed By : b4sunset |
