شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
زجر می کشی، بیشتر از آنچه می فهمی و برای خودت زندگی کردن را زهرآگین می کنی اگر کمی ، فقط کمی جربزه بی خیال شدن را داشتی همه چیز حل بود. همانی هستی که،آنها می گویند شاید باشی
وقتی بیشتر از آنچه که باید از مردم و رفتارشان می فهمی، وقتی گوش هایت تیز می شوند و پچ پچ هایشان را می شنوی، وقتی آن یکی به او تنه می زند که حرفش را دیگری تایید کند تا قانع شوی.
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت
8:37 توسط Ramtin| |
| Designed By : b4sunset |

