تبليغاتX
شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند - 188


شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند

ترس من از طلوع صبحی است که در آغوشم چشم باز کنی و احساس کنم باز هم چیزی کم است.

لرزش لب هایت را بر سر انگشتانم احساس می کنم

و گرمی نفس هایت را بر گونه هایم

همیشه برایم یک قدم تا خوشبختی می مانی

خوشبختی که نزدیک احساس می کنم ولی دست نیافتنی.

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 23:24 توسط Pasha| |


Designed By : b4sunset