شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
خوش به حالت ،اشکت برای من نیست ،در چشمانت گذشته های حیف شده حلقه زدههیچ روح سرکشی از دور نزدیک نشده تا سربزند به آنچه که تکرار نکرد و می توانست بسیار کند ذره های پوسید ه مان با احتیاطزیر کدامین سقف، پس از کدامین سوربعد از کدام مرگ، زیرکدام گور... به هم می خورند? نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت
10:8 توسط Ramtin| |
| Designed By : b4sunset |
