شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
پس برو، دیگر بیشتر چیزی برایم نگو غمگین نباش و به من فکر نکن خوش باش بوسه ها را ببر قلب را ببر و دلواپس من نباش هر چه را که زنده است ببر و مرا اینجا بگذار درین بی اهمیتی وقتی که داری می روی من سیگارت را روشن می کنم و به دلم باز می گردم پس برو، باید خوش باشی و گریه نکنی نگذار من اشکهایت را ببینم من برای هردویمان خواهم گریست http://www.youtube.com/watch?v=SRxaeGbnCxs
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت
6:10 توسط Ramtin| |
| Designed By : b4sunset |

