تبليغاتX
شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند - 26


شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند

نمی خوام اون :


*دائم الخمر قهاری باشم که حالا دیگه با هفته ای دو شب شراب رز خودش قانع می کنه
*دزدی که از دیوار همه خونه بالا می رفته ای باشم که حالا دیگه با روزی یه بار استراحت تو حیاط زندان کیف می کنه
*پرزیدنت کلینتونی باشم که بعد از ۸ سال ریاست حالا به نام آقای اول،شوهر هیلاری رویای کاخ سفیدیشو مرور می کنه

نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:9 توسط Ramtin| |


Designed By : b4sunset