تبليغاتX
شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند - 69


شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند

تو که رفتی سِحر صدایت ماند و هر از گاهی درگوش من لالایی خواند.من نه بیدارم و نه می توانم چشمهایم را باز نگهدارم به روی این همه مسافت.

چگونه  از این جاده بگذرم که برایم واضح است  تو چشم در راهم نیستی! 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 0:43 توسط Ramtin| |


Designed By : b4sunset